توآخرین تردید تو آخرین دردی
تو آخرین گرما برای این آغوش
به بوسه یِ لبهات لبامُ می بندی
تو آخرین رویا برای هر خوابی
تو آخرین تصویر میون هر قابی
به رسم عشقی تو مثه صداقت آه
مثه صداقت تو همیشه نایابی
تو یک پناهی آه برای این خسته
غرور من پایت همیشه بشکسته
تو روبروییُ موازی رفتن
به دام عشق تو منم که دل بسته
تو آخرین اما برای این قلبی
توآخرین تردید تو آخرین دردی
تو آخرین گرما برای این آغوش
به بوسه یِ لبهات لبامُ می بندی................![]()

عیدو گلا و عیدی
خاطره ها قشنگن
تو عکسا خنده هامون
چقد صاف و یه رنگن
تقویمای یادگاری
توی دستای محبت
من میخوام عیدی بگیرم
مثه هر سال شده عادت
ماهیا تو تنگ آبن زندگی
سبزی سبزه اس
سیبای سرخ رو سفره
مثه سنتی دوباره اس
گره میزنم نگاتو من به
سبزه من به خورشید
به اون لحظه که نگاهت
عاشقی رو تو چشام دید
عید و گلا و عیدی
خاطره ها قشنگن
تو عکسا خنده هامون
چقد صاف و یه رنگن .
در هیچ کجای این دنیا
به رویایی که نشانیش را برای همیشه گم کرده ام
آیا دوباره تو را خواهم دید؟
وقتی بودنهایمان به نبودنهایمان عادت میکند
ما از یاد میرویم
سهم من سکوت این دقیقه های خلوت نیست
از عشق بیش از اینها باید داشت...................
ما همون شب زده هاییم که تو تاریکی اسیریم
گم شدیم تو این سیاهی پی فردا رو میگیریم
تو نذار آخر قصه توی تنهایی بمیریم
آقاجون با یه نگاهت این شب تارو سحر کن
دل من حریص عشقه اونو از عشق با خبر کن
کاشکی یه روزی برسه لایق اون نگا بشم
من میخوام کبوتر اون حرم طلا بشم
من میخوام با التماس رضا رضا رضا کنم
من میخوام تا خود صبح بازم تورو صدا کنم
یا ضامن آهو تو منو پناه بده
این شب زده رو به صبح فردا راه بده
شفاعت کن منو توی مرداب سیاهی
وقتی قایقم شکسته توی گرداب تباهی
آقاجون با یه نگاهت این شب تارو سحر کن
دل من حریص عشقه اونو از عشق با خبر کن.........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

شبی ستا ره ام
از ارتفاع رویا ها بر بام حقیقت های سرد سقوط کرد
شبی ستاره ام
انحنای دواری شد
که باورش نداشتم
و دیگر آنقدر ها آن نبود
که میخواستم نزدیک بود و دور
تاریک بود بی نور
ستاره ها تنها وقتی ستاره اند
که آن بالا باشند
رسیدن باید یک قدم فاصله نیست![]()
اریبهشت۱۳۸۶
وقتی صدات نمیکنم
نگاهمو میخونی
وقتی نگات نمیکنم
تو حسمو میدونی
همیشه نشستی آروم
تو نگاه هر ستاره
وقتی اسمتو میارم
تازه میشم از دوباره
تو بزرگی مثه عشق
تازه ایی مثه همیشه
تو صدای پای بارون
وقتی میخوره به شیشه
وقتی که دلم گرفته
تو میشینی توی اشکام
توی لحظه های غصه
آخرین نجوای لبهام
همه جا هستی و نیستی
تو دلیلی تو بهانه
تو خود عشقی که اسمت
معنی هر عاشقانه...........................![]()
توی راه چشم تو
روی دیوار نگاهم
مینویسم:بی تو هرگز
توی بن بست سکوتت
تشنه شنیدنم
میدونم یه روز دور
تو میای به دیدنم
این ترانه التماسه
که منو تنها نذار
بی تو غمگین بی تو تنهام
منو اینجا جا نذار
بی تو هرگز بی تو هرگز
بی تو من خیلی غریبم
بی تو من مثه حبابی
روی موج آب اسیرم
بی تو زندگی دروغه
بی تو بودن یه عذابه
بگو با منی همیشه
بگو رفتنت یه خوابه
این ترانه التماسه
که منو تنها نذار
بی تو غمگین بی تو تنهام
منو اینجا جا نذار.............................
دل من میداند
که شب از دورترین فاصله ها
تنهایی ماه را میشنود
و تو از نزدیکترین فاصله ها
ومن از آنسوی ۱۳۸۶ دیوار ترا ۱۳۸۶ بار صدا کردم
۱۳۸۶ محول القلوب تکرار شد
کسی خوابیده بود کسی خندید
کسی دیگری را در آغوش کشید و
عاشقانه بوسید
تو آنسوی دیوار من اینسو به انتظار
بارها از خود پرسیدم اگر نیایی کدام بهار؟
عروسک خسته دستهای تو
ترا صدا کرد۱۳۸۶بار
از آنسوی ۱۳۸۶دیوار
با ۱۳۸۶شاخه مریم
و۱۳۸۶ شمع روشن
و۱۳۸۶خنده به شوق سلامی دیگر
من امروز آنقدر شادم
که میتوانم روی ۱۳۸۶ گلبرگ بنویسم : عیدت مبارک
و۱۳۸۶سبزه را به نیت نگاه تو پیوند زنم
و آنقدر شادم که میتوانم ۱۳۸۶ بوسه را به میعادگاه ۱۳۸۶ خاطره بسپارم
پس زنده باد۱۳۸۶ در هفت سین برخورد ۱۳۸۶ نگاه شاعرانه
در اولین بن بست ۱۳۸۶ کوچه عاشقانه درسال ۱۳۸۶.



